به گزارش سراج24، صدور فرمان امام (ره) مبنی بر تشکیل ارتش 20میلیونی را می توان منشأ تحول اساسی در بسیج دانست زیرا با صدور این فرمان، حضور مردم و مشارکت آنان در سرنوشت اجتماعی جامعه خویش تثبیت می شود.
این حضور گسترده که در انقلابهای دنیا جایگاهی ندارد و چه بسا با مردم و انقلابیونی که در سرنوشت خود احساس مسئولیت کنند، برخورد شود، در این اندیشه حضور مردم ارزش والایی دارد.
به همین جهت است که اندکی پس از صدور فرمان، گروه گروه از اقشار مردم به سوی ستاد بسیج می روند، ثبت نام می کنند، آموزش می بینند، سازماندهی می شوند و آماده بکارگیری هستند.
* لبیک یک میلیون بسیجی به اولین ندای روح الله
تعداد کسانی که پس از فرمان امام (ره) برأی بسیج شدن مراجعه کردند بالغ بر یک میلیون نفر، در همان ماه اول بر آورد شده است، بنحوی که دست اندرکاران امر بسیج توان ثبت نام و پاسخگویی به ارباب رجوع را نداشته اند و مدت ها در انتظار کلاس آموزش سلاح بسر بردند تا به دستور رهبری بسیج، عمل نمایند.
روند حرکت بسیج از صدور فرمان تا آغاز جنگ تحمیلی نشان می دهد در جهت آموزش و سازماندهی بسیجیان اقدام نموده است که با داشتن متولیان متعدد و ناهماهنگ، در تحقق ارتش بیست میلیونی گام های اساسی بر داشته نشد، جریان سازی های موازی و برداشت های غیر اصولی از متن پیام و فرمان رهبر بسیج، مانع اصلی تحقق ارتش بیست میلیونی در این دوره به حساب می آید.
* اولین گامهای ارتش 20 میلیونی
شروع جنگ تحمیلی فرازی در حرکت منطقی بسیج بوجود آورد تا علاوه بر آموزش و سازماندهی، بستر بکارگیری و مانور واقعی بسیجیان را فراهم سازد.
کارکرد بسیج در دوره قبل که بیش تر جنبه آمادگی و حضور داشت با آغاز جنگ تحمیلی تحولی بوجود آمد و صحنه آمادگی به صحنه بکارگیری و عملیاتی شدن تبدیل گشت ولی این بکارگیری احتیاج به آموزش جدید و سازماندهی دیگری داشت که با آموزش و سازماندهی دوره پیشین متفاوت بود.
آنچه که در این دوره مورد توجه قرار می گیرد، اینکه، بسیجیان جنگجو و رزمنده از مرجعی که اعزام می شدند، در مناطقی از جبهه جنگ سازماندهی می شدند و به طور ناهماهنگ و مجزا طرح ریزی و اجرای عملیات را به انجام می رساندند، به طوری که ناهماهنگی بسیج سازی مردم، در صحنه عمل و بکارگیری نیز تداوم داشت.
این ناهماهنگی بیش تر بین جریان دوم و سوم بسیج بوجود می آید، اما مدت کوتاهی دوام داشت و بلافاصله، مسئله جنگ توانست بسیج را یکپارچه نماید.
«در اینجا ببینید این واقعیت های جامعه کار را اینجور کرد، قبلش که جنگ نبود، تشکیل شده بود، توی روستاها کارش را شروع کرده بود، کمیته ها کارشان را توی شهر ها انجام می دادند، هر جایی یک کاری داشت. این بسیج، خیلی، زمینه عملیاتی نداشت و بیش تر تفکرات سیاسی حاکم بود، یک جور تحزب بود، هرکسی فکری می کرد. آنکه توی اختلافات می بینید این بود.
وقتی که بسیج پایش به جنگ باز شد، جنگ شرأیطی نبود که همه بخواهند آنرا لقمه لقمه کنند برأی خودشان، حتی گروه هایی مثل فدائیان اسلام و اینها بودند، به تدریج ادغام شدند، آقای دکتر چمران گروه هایی مردمی داشتند که می جنگیدند، نمی شد آنها را از میدان حذف کرد، خوب می خواستند بجنگند، به تدریج آن ها را ادغام کردیم. عملاً واقعیت میدان آن جنگ، نیرو های مخلص انقلاب، توی آن جنگ می رفتند، آن همان بسیجی بود. که امام تشکیل داده بود بقیه دعوا های سیاسی بود و نمی توانست ادامه پیدا کند وقانون هم تکلیف همه رأیکسره کرد.»
(مصاحبه با آیتالله هاشمی رفسنجانی)
* بسیج، قانونمند میشود
در سیر حرکت تکوینی بسیج به مرحله ای دیگر رسیدیم که خود تحولی اساسی در سرنوشت بسیج بوجود آورد و آن قانونمند شدن بسیج بود که بسیج های مختلف و جریان های متعدد بسیج، تحت عنوان واحد بسیج شناخته شدند و هدایت و اداره آن به عهده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گذاشته شد.
این مقطع که با شروع جنگ فاصله بسیار کمی دارد. آغاز دوره ای از بسیج است که خواستگاه رهبر بسیج می باشد، یعنی از این زمان بسیج در مسیری حرکت می کند که مورد نظر و خواست امام (ره) می باشد، با تشکیل واحد بسیج در سپاه، بسیج واحد می شود و از ناهماهنگی و چند پارچگی خارج می شود و در نتیجه بسیج یکپارچه در واحد بسیج سپاه ظهور و بروز می کند.
تغییر دیگری که در این دوره از عمر بسیج بوجود آمد این است که پس از ادغام سازمان های آمادگی بسیج غیر نظامی و دفاع غیر نظامی کشور در سازمان بسیج ملی (سازمان بسیج مستضعفین) که در مورخ 4/4/59 از سوی شورأی انقلاب جمهوری اسلامی ایران انجام گرفت، در عمل ادغام بصورت ناقص صورت گرفت یعنی ساختمان های این سه سازمان و نهاد، در یک جا استقرار یافت ولی در فعالیت ها، هر یک از آن ها به طور نسبتاً مستقل عمل می کردند که با تشکیل واحد بسیج سپاه، و تلاش برأی اعزام بسیجیان به جنگ، فعالیت های غیر نظامی بسیار کمرنگ شده است جذب، آموزش و اعزام به جبهه محوری ترین فعالیت به حساب می آید.
دوره اول عمر بسیج که پس از پیروزی انقلاب تا صدور فرمان امام (ره) در 5/9/58 ادامه می یابد دوره غیر رسمی است. یعنی سازمان بسیج یک سازمان رسمی نیست و تشکیلات رسمی و شناخته شده ای در کشور ندارد.
دوره دوم که از صدور فرمان آغاز می شود، دوره شکل گیری و رسمیت بسیج است. یعنی سازمان بسیج حالت رسمی به خود می گیرد و تشکیلات و سلسله مراتب سازمانی آن، از سوی دولت، مردم و نهاد های قانونی به رسمیت شناخته می شود. این دوره تا دی ماه 1359 استمرار می یابد.
* واحد بسیج سپاه شکل میگیرد
دوره سوم عمر بسیج، دوره ای است که با مسئولیت پذیری سپاه در امر بسیج شروع می شود و از تصویب مجلس شورأی اسلامی می گذرد که آغاز روند تکاملی بسیج به حساب می آید.
در آغاز این دوره، واحد بسیج سپاه با تشکیل رسمی پایگاه های مقاومت و گروه های مقاومت بسیج، تلاش می کند تا نیروهای مورد نیاز جبهه را تأمین نماید.
البته شاید نتوان به طور دقیق خطی بین واحد بسیج پس از تصویب ادغام و سازمان بسیج قبل از ادغام رسم کرد، زیرا قبل از ادغام و واگذاری مسئولیت سپاه، فرماندهان سپاه در راه اندازی، آموزش و سازماندهی بسیجیان اهتمام داشتند و با شروع جنگ تحمیلی، انگیزه بیشتری برأی فرماندهان سپاه بوجود آمد تا نیرو ها را بسیج نمایند، ولی در عین حال ادغام سازمان بسیج مستضعفین در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آغاز دوره جدیدی از عمر بسیج است که می توان دوره تکامل بسیج نامگذاری کرد. یعنی دوره هشت ساله جنگ تحمیلی دوره ای است که بسیج از رشد دائمی برخوردار می شود و به عنوان یک فرهنگ مستقل با ویژگی های متفاوت از فرهنگ عمومی کشور شناخته می شود که به آن فرهنگ ارزشی می نامیم.
* بسیج چگونه شکل گرفت
قبل از پرداختن به مراحل تکاملی و توسعه ای این دوره، بهتر است با دوره شکل گیری و آغازین بسیج آشنایی بیشتری پیدا کنیم که مربوط به مقطع خاصی از عمر بسیج است که شامل دوره رسمی سازی و اوایل دوره توسعه ای بسیج است. یعنی از آذرماه سال 58 تا اوایل سال 1360 (حدود 18 ماه) ادامه می یابد.
نحوه شکل گیری بسیج، از صدور فرمان امام (ره) تا اوایل سال 1360، در سراسر کشور یکسان نبوده است، زیرا مرکزیت اداره، هدایت و برنامه ریزی بسیج وجود نداشت تا براساس آن تمامی استان ها به یک شیوه عمل نمایند، بنابرأین هر یک از استان ها و حتی شهرستان ها با ابتکار و خلاقیت بومی و فردی، بسیج را تشکیل داده و در امر سازماندهی آنان تلاش می کردند.
علاوه بر درگیر بودن بسیج در امر بسیج، فعالیت های دیگری انجام می دادند که بیش تر در جهت برقراری امنیت شهر ها و همکاری با نیرو های انتظامی و امنیتی بوده است.
* نقش بسیج در مقابله با ناآرامیها
علاوه اینکه در برخی از نقاط، جبهه دیگری علیه انقلاب اسلامی باز شده بود و خطراتی داخل کشور را تهدید می کرد که به جبهه دوم موسوم است. در رأس مناطق نا امن، می توان کردستان را مثال زد که ریشه های ناامنی آن به سال های قبل از انقلاب اسلامی بر می گردد که با پیروزی انقلاب اسلامی، ناامنی تشدید شده است.
امنیت تهران بدلیل حساسیت جغرافیایی و سیاسی (ژئوپلتیک) و دارا بودن مسائل استراتژیکی بسیار حائز اهمیت بوده است و نقش بسیج در برقراری امنیت برأی همگان روشن است.
عملکرد بسیج در مرکزیت کشور به ویژه با شروع جنگ تحمیلی نشان از موفقیت چشمگیر این نهاد نوپای انقلاب و مردمی می دهد. به گونه ای که اگر نبود حضور و آمادگی اعضای بسیج در عرصه تأمین شهر تهران، هر لحظه خطر عوامل داخلی و گروه های مسلح سر سپرده به استکبار و آمریکای جنایتکار زمینه تزلزل حاکمیت را فراهم می نمود.
* بسیج آماده می شود
مجله دو هفته نامه «پیام انقلاب» در شماره دی ماه 1359 در صفحات 79 الی 81 آورده است:
گذشته از نیرو های آموزش دیده ای که تاکنون از سوی واحد بسیج به مناطق غرب و جنوب کشور اعزام گریده اند واحد بسیج در همان هفته اول از شروع جنگ، فعالیت ویژه ای را در رابطه با ستاد امنیت تهران به منصه عمل در آورد که از آن جمله است:
1- برقراری حالت آماده باش کامل در نیرو های آموزش دیده و سازمان یافته ارتش بیست میلیونی و جمع آوری آمار مربوطه در هر شب طبق آمار موجود در هر شب، به طور متوسط بیست هزار نفر از افراد آموزش دیده در پایگاهها و دفاتر بسیج درآمادگی کامل بسرمی برند.
2- تهیه لیست مراکز حساس موجود در تهران
3- حفاظت از برخی از نقاط حساس که از اهمیت ویژه ای برخوردارند از قبیل منابع آب، نیروگاه های برق، سیلو و …
4- اعزام حدود 40 تیم کشتی برأی سرزدن به مراکز حساس دیگر با هماهنگی کمیته ها
5- همکاری موثر با ستاد امنیت تهران و قبول مسئولیت پشتیبانی از نیرو های انتظامی کمیته ها و شهربانی
6- اعزام 4 نیروی متخصص در امور بایگانی برأی ستاد امنیت تهران
7- اعزام 80 نفر از اعضای ارتش بیست میلیونی به استانداری تهران جهت تهیه و تنظیم کارت توزیع بنزین وانت بارها.
8- تشکیل یک کمیته 80 نفری از اعضای بسیج برأی جمع آوری شایعات و تنظیم گزارشات مربوطه.
9- اعزام 60 نفر از اعضای بسیج به کمیته مرکزی جهت همکاری در کنترل توزیع بنزین طبق درخواست کمیته مرکزی
10- اعزام 4 نفر نیرو برأی حفاظت از دفتر تبلیغات امام در شهرک غرب تهران طبق درخواست دفتر تبلیغات امام
11- اسکان دادن افراد جنگ زده خوزستان در مساجد تهران و تهیه آذوقه برأی آنان در حد امکان طبق دستور ستاد امنیت تهران.
12- جلوگیری از حرکت خودرو ها در مواقع وضعیت قرمز.
13- بسیج گروه های مقاومت برأی خاموشی منازل و محل ها بعد از وصل شدن جریان برق با هماهنگی استانداری تهران، ستاد ویژه وزارت نیرو کمیته های انقلاب.
14- جمع آوری لاشه هواپیما های سرنگون شده در اولین شب مانور هوایی.
15- دستگیری تعدادی از افراد ضد انقلاب و معرفی آنان به کمیته مرکزی.
16- تهیه لیست افراد ذخیره سپاه جهت عزیمت به غرب کشور.
بسیج تهران بنابر ضرورت های انقلابی در یک سری امور جانبی دیگر فعالیت داشته که از آن جمله است:
1- تنظیم برنامه های حفاظتی بمنظور استفاده از نیرو های بسیج در پاسداری و گشت شبانه، حفاظت از مراکزی حساس و نیز کنترل عبور و مرور در مدخل های شهر تهران، در جریان توطئه نافرجام کودتا، بسیج توانست ظرف مدت 2 ساعت، تعداد زیادی از نیروهای خود را بدون استفاده از وسایل ارتباط جمعی و تنها از طریق شبکه ارتباطی خویش در نقاط مختلف تهران مستقر سازد.
2- مبارزه با شایعه پراکنی و ایادی ستون پنجم دشمن از طریق تشکیل تیم های اطلاعاتی جهت انعکاس هر گونه توطئه یا عمل ضد انقلابی به مقامات مسئول.
3- تنظیم برنامه هائی جهت شرکت برادران و خواهران عضو گروه های مقاومت در فعالیت های عمرانی و خدماتی از قبیل همکاری با جهاد سازندگی جهت تأمین نیرو.
4- احداث میادین موانع درمناطق هشتگانه جنگ (تهران).
5- شناسایی و معرفی افراد مومن، با استعداد، مبتکر و مخترع به واحد ارزیابی سپاه.
6- معرفی تعدادی از برادران عضو بسیج به نخست وزیری جهت همکاری در فعالیت های ستاد بسیج اقتصادی
7- برگزاری کلاس های تعلیم شنا در ورزشگاه آزادی با همکاری جهاد دانشگاهی و دانشگاه علوم تربیت بدنی.
8- تربیت و تشویق شرکت برادران و خواهران بسیج در نماز های جمعه و قبول مسئولیت انتظامات آن.
9- ایجاد ارتباط با وزارت بهداری جهت شرکت تعدادی از خواهران و برادران بسیج در فعالیت های مربوط به کمک های اولیه و نیز تربیت مربی جهت کلاس های آموزشی مربوط به امداد و کمک های اولیه.
10-بر پایی اردو های آموزشی کوچک در مناطق هشتگانه تهران به منظور تداوم آموزش و تحکیم سازماندهی گروه های مقاومت.
11-شرکت مؤثر افراد بسیج در برنامه های تقسیم ارزاق عمومی در رابطه با بسیج اقتصادی.
12-کمک به ستاد پشتیبانی مناطق جنگی از طریق جمع آوری و ارسال کمک های مردم.
13-اعزام چند نفر رابط به جبهه های جنگ به منظور کسب اخبار در خصوص اوضاع و مشکلات افراد اعزامی بسیج به جبهه.
14-کشف چند خانه تیمی از عناصر ضد انقلاب و گروه های وابسته.
15-مبارزه محدود با قاچاق مواد مخدر، این مسئولیت به علت عوامل چندی بعد ها از بسیج حذف گردید و گروه های مقاومت دیگر تنها میتوانستند در زمینه شناسایی موارد قاچاق مسئولین امر را یاری دهند.
* سازماندهی اعزام نیروها به جبهه
واحد بسیج سپاه در سال 1360 از نظر ساختار و تشکیلات و فعالیت ها کامل تر شد، به طوری که علاوه بر آموزش و سازماندهی که مأموریت اصلی بسیج به حساب می آمد و اعزام نیرو به جبهه که قسمت اعزام نیرو یا پرسنلی را راه اندازی کرده بود، در این سال دارأی قسمت های دیگری شده است که حجه الاسلام سالک مسئول واحد بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این مقطع می گوید:
«یک مسئول در رأس واحد بسیج مستضعفین و بعد ازآن قائم مقامی وجود دارد و بعد شورائی و بخش هایی که فعالیت می کنند. از جمله دفتر تبلیغات، تدارکات، سازماندهی و عملیات، آموزش، پرسنلی و امور پاسداران که کلاً در پوشش یک شورا فعالیت خودشان را ادامه می دهند. قسمت های دیگری هم داریم از قبیل بخش عشایری، بخش روستایی، بخش دانش آموزی، بخش کارگری، بخش شهری (بسیج شهری) و بسیج خواهران که کلا این قسمت ها هم زیر پوشش همان شورأی فرماندهی بسیح به فعالیت می پردازند. قسمتی از بخش های مختلف تشکیل شده و قسمتی هم هنوز تشکیل نشده ولی فعالیتهایی در سطح کشور دارند.»
(روزنامه اطلاعات – 5/11/60)
وی می افزاید: از ابتدای تشکیل بسیج مستضعفین که روز 5 آذر 58 بود تا الان با همکاری و هماهنگی برادران ارتشی، توانستیم در سطح کل کشور، حدود دو میلیون نفر را آموزش دهیم.
اقدامات حفاظتی و پشتیبانی از نیرو های نظامی فعالیت های دیگر بسیج است که از جمله حفاظت از صندوق های رأی که شرکت فعالانه برادران ما در انتخابات بوده و مادر تاریخ 10/6/60 در تهران 21240 نفر نیرو سازماندهی کرده ایم و این رقم بالایی است. همچنین در مشهد 6400 نفر و در شهر های مختلف هم متناسب با رشد آن شهر سازماندهی شده اند.
* مقابله با نفوذیها
در روند حرکت بسیج که از ستاد ملی آغاز گردید و با ادغام سازمان آمادگی ملی و دفاع غیر نظامی و همچنین نفوذ عناصر وابسته به گروه های لیبرال و ملی گرا، آسیب جدی بر واحد بسیج مستضعفین، مسئله نیرو های نفوذی بود که در طی سال60 تصفیه و تزکیه شده اند. مسئول بسیج اظهار می دارد:
«اصولاً از زمانی که ما مسئولیت بسیج را بعد از ادغام (با سپاه) پذیرفتیم، به طور کلی 3 کار عمده انجام گرفت: یکی از اینکار ها تصفیه و تزکیه نیرو های نفوذی بود که در زمان گذشته تا قبل از ادغام بسیج در سپاه، وارد بسیج شده بودند و علتش هم این بود که بسیج چون مردمی بود، هرکسی می توانست سوء استفاده کند و خیلی ها فکر می کردند بتوانند با نفوذ در بسیج بازوی قدرتی برأی خودشان انتخاب کنند.»
(گفتگوی روزنامه اطلاعات با حجتالاسلام سالک – 5/11/60)
سیر تکوین بسیج در جنگ تحمیلی نشان می دهد که از آغاز جنگ تا اوایل سال 60 حضور داوطلبانه نیرو های بسیجی در کردستان و در جنوب سازمان نیافته بود و عمداً افراد به جبهه اعزام می شدند و نقش فرعی در جنگ ایفا می کردند البته گروه هایی بودند که به سازماندهی و بکارگیری بسیجیان می پرداختند ولی از سال 60 نقش بسیجیان در جنگ سازمان یافته و تعیین کننده بود «می توان گفت که از نیمه اول سال 1360 حضور بسیج به صورت سازمان یافته در جنگ هویت پیدا کرد وبعد از عملیات بیت المقدس بیش تر گسترش پیدا کرد و بعد از عملیات مشترکی که در فتح المبین سپاه و ارتش باهم انجام دادند و بخش عمده اش هم نیرو های بسیجی بودند از این زمان و از عملیات بیت المقدس همینطور ادامه پیدا کرد.»
سردار حجازی که مسئولیت اعزام نیرو در جبهه را بر عهده داشت در زمینه حضور سازمان یافته بسیجیان به جبهه می گوید:
«تا قبل از شروع عملیات های گسترده، هر یک از یگان ها نیروهایشان را مستقیماً از شهرستان می آوردند و آموزش می دادند، تجهیز می کردند. مسلح می کردند و بکارگیری در یک قسمت ازجبهه انجام می شد. می شود گفت شروع اعزام های گسترده بسیج همزمان بود با عملیات فرمانده کل قوا (ثامن الائمه) و بعد عملیات طریق القدس که آزاد سازی بستان بود. در این زمان اعزام اکیپ های وسیع و گسترده شروع شد.»
* رشد بسیج در جنگ
در سال 1361، بسیج در پشت جبهه با رشد بیشتری به کار خود ادامه داد و تشکیل پایگاه ها و گروه های مقاومت به ویژه پایگاه های قشری زیاد شد. تشکیل گروه مقاومت روحانیون، تقویت بسیج عشایری، واحد خواهران و بسیج دانش آموزی از جمله اقشاری بود که مورد توجه جدی قرار گرفت.
در جنگ تحمیلی، بسیج رشد کرد و نقش تکاملی و روز افزون خود را در عملیات ها به خوبی نشان داد.
توسعه یگان های رزمی باعث گردید نیرو های بیشتری به جبهه اعزام شوند و فرماندهان یگان ها رسیدگی بیشتری به نیرو های بسیجی داشته باشند. در این سال با توسعه یگان های رزم، بسیجیان توانستند به عنوان فرمانده گروهان و گردان، نقش مهمتری ایفا نمایند و کمبود های ناشی از توسعه یگان و در جهت کادر سازی یگان سهیم باشند.
از موانع عمده توسعه بسیج در سال 1361 اختلاف نظر بین مسئول واحد بسیج مستضعفین و فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودکه نه بصورت جریان فکری، سیاسی و … بلکه سلیقه ای و اختلاف کاری بوجود آمد و بخشی از سرمایه های انسانی و زمان صرف این موضوع می شد.
حجه الاسلام سالک می گوید:
«من و آقای رضایی به عنوان فرمانده کل سپاه با هم درگیری داشتیم. من در مصاحبه راجع به بسیج چیزی می گفتم و آقا محسن چیز دیگری می گفت و می گفت اگر این کار را بکنی، سپاه تحت الشعاع این نیروی عظیم قرار می گیرد، حرفش هم درست بود ولی یک کسی می بایست این مشکل قانونی را حل می کرد. من اساسنامه بسیج را در 40 ماده برده بودم به مجلس و سپاه هم برده بود، دو اساسنامه به مجلس فرستاده شد. خدا حفظ کند مقام معظم رهبری را که ایشان یک بار تلفن زدند به من یعنی دفترشان زنگ زدند و گوشی را داده بودند به آقا و ایشان فرمودند فلانی این کاری که تو می کنی آیا درست است ؟ می دانی که نباید بسیج را از بدنه سپاه جدا کرد گفتم آقا امرتان چیست ؟ گفتند ما نظرمان این است که بسیج در سپاه ادغام باشد. از همان وقت فتیله کار ما کشید، نه مصاحبه کردیم و اگر مصاحبه می کردیم حتما از سپاه می گفتیم تا در اثر اختلاف سوء استفاده نشود. من باید بگویم بسیج امروز مدیون آقا ست به خاطر آن حرکت های صحیح و منطقی اولیه مقام معظم رهبری.»
* تصویب اساسنامه سپاه در مجلس
در 15/4/1361 اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به تصویب مجلس شورأی اسلامی رسید که فصل چهارم آن اختصاص به واحد بسیج مستضعفین دارد که هدف از تشکیل آن ایجاد توانایی های لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی به منظور دفاع از کشور، نظام جمهوری اسلامی و همچنین کمک به مردم به هنگام بروز بلایا و حوادث غیر مترقبه با هماهنگی مراجع ذیربط می باشد. در ماده 37 آن سلسله مراتب سازمانی وتشکیلاتی رده های مقاومت بسیج قید شده است که در آن شهر بسته به وسعت و جمعیت به چند منطقه و هر منطقه مقاومت به چند ناحیه مقاومت و هر ناحیه مقاومت به چند پایگاه مقاومت تقسیم می گردد.
از این زمان است که ناحیه مقاومت در شهرستان ها شکل می گیرند و هر چند ده پایگاه مقاومت زیر نظر یک ناحیه مقاومت کار می کنند.
بنابراین تغییری که در روند تشکیلاتی بسیج بوجود آمد نحوه اداره پایگاه های مقاومت است که در سال 61 به بعد مسئول واحد بسیج مستضعفین مستقیماً امورات پایگاه ها و گروه های مقاومت را رسیدگی نمی کند، بلکه یک حلقه ارتباطی بوجود آورده و امور جاری پایگاه ها به ناحیه مقاومت سپرده شد و واحد بسیج شهرستان به امور متمرکز، برنامه ریزی و سازماندهی در سطح کلان تر می پردازد و همچنین تغییر دیگری که در اعضای ارتش بیست میلیونی بوجود آمد اینکه افراد ارتش بیست میلیونی بصورت اعضای عادی، اعضای فعال و اعضای ویژه تقسیم بندی شده اند.
(بسیج در پرتو قانون، ص 45)
* امینت داخلی آرام میگیرد
در سال 1362 مسئله امنیت داخلی تا حدی از مرتفع و وضعیت گروه های مسلح به استثنای مواردی نظیر کومله و دمکرات … روشن شد.
در این سال بسیج سرگرم مسائل جنگ و سازماندهی نیرو های بسیجی شد.
از جمله طرح مهم و اساسی که اولین بار در واحد بسیج مستضعفین برنامه ریزی شد، طرح لبیک یا خمینی است، این طرح به علت نوآوری، گسترش، سازماندهی قوی دارأی مقدماتی وتمهیداتی بوده که آموزش مسئولان طرح، برگزاری سمینار توجیهی و تبلیغات وسیع برأی استقبال آن موضوعات اساسی قبل از اجراست.
شناسایی رزمندگان، عضویابی و تکمیل فرم، انجام رژه و مانور در هر استان و شهرستان برأی اجرأی طرح لبیک صورت گرفت و در فاصله بین ماه های آذر تا بهمن سال 1362، بسیجیان سازمان یافته به طور وسیع به جبهه ها اعزام شدند.
در بهمن ماه این سال، سرپرست واحد بسیج مستضعفین عوض می شود و حجتالاسلام رحمانی عهده دار این مسئولیت می شوند.
وی در شرأیطی این مسئولیت را پذیرفت که واحد بسیج مستضعفین با داشتن 7000 (مصاحبه با حجتالاسلام رحمانی) پایگاه و ناحیه مقاومت و با اجرأی طرح لبیک یا خمینی حرکت وسیع و سازماندهی بسیجیان آغاز کرده بود.
حجتالاسلام رحمانی در خاطراتش میگوید:
«در این زمان مسئله سفارت اینجانب در یکی از کشور های خلیج فارس بودتا جایی که استوار نامه من توسط مقام معظم رهبری که در آن موقع رئیس جمهوری بودند امضاء شد و قرار بود فردایش استوار نامه را دریافت کنم وتشریفات صورت گیرد، ولی ساعت حدود 10 شب بود که زنگ خانه ما به صدا در آمد. در را بازکردم دیدم حاج احمد آقاست آمد داخل گفت امروز به حضرت امام گفتم که فلانی می خواهد به سفارت برود آقا گفتند کجا؟ گفتم یکی از کشور های عربی، گفتند ایشان نباید از من دور بشوند، من موافق نیستم که ایشان از من دور شود ایشان همانطور که در نجف با من بودند الان هم باید با من باشند. من برأی ایشان جای مهمی در نظر گرفتم. من گفتم کجا و امام فرمودند مسئولیت بسیج را داشته باشند. من از حاج احمد آقا خواستم که با وزیر خارجه وقت رفع رجوع کنند و همچنین دفتر ریاست محترم جمهوری و ایشان هم شبانه زنگ زدند و قضیه حل شد.»
زمانی که حجتالاسلام رحمانی مسئولیت بسیج راپذیرفت، نیرو های بسیجی جبهه رفته، سازماندهی شده بودند و برأی اجرای عملیات به جبهه اعزام شده بودند که وی نیز بلافاصله در جبهه حضور یافت و جلسه شورأی فرمانده بسیج را در اهواز تشکیل داد که با حضور علی شمخانی قائم مقام معظم فرمانده کل سپاه برگزار گردید.
* سازماندهی 500هزار بسیجی در جبههها
در همین زمان بود که عمیلات گسترده خیبر انجام گرفت. در سال 62 ضمن اجرأی طرح لبیک یا خمینی که حدود پانصد هزار نفر از بسیجیان را سازماندهی کرد، مقدمات طرح صف فراهم گردید.
در سال 63، روند بسیج تغییر عمده ای نداشت، سیاست محوری واحد بسیج مستضعفین افزایش پایگاه های مقاومت در اقشار مختلف بود بهمین جهت تشکیلات اقشار در این برهه تقویت شد و باعث گردید حوزه های اداری، حوزه های صنفی تا پایین ترین رده گسترش یابند و از سوی دیگر باحضور گسترده دانش آموزی در جبهه های جنگ واستقبال فراوان نوجوانان برأی ثبت نام و فعالیت در بسیج مدارس، آموزش آمادگی دفاعی برأی پسران و دختران دانش آموز طراحی گردید و با هماهنگی و همکاری مناسب وزیر وقت آموزش و پرورش، این برنامه به طور غیر رسمی در مدارس به اجرا در آمد و اشتیاق نوجوانان برأی فراگیری آموزش های نظامی و سلاح مورد آزمون قرار گرفت و در سال 64 به طور رسمی آموزش آمادگی دفاعی در سطح مدارس به اجرا در آمد.
مرحله عملی آموزش آمادگی دفاعی به عهده واحد بسیج سپاه گذاشته شد که بدین منظور نیاز به مراکز آموزشی بود تا دانش آموزان بتوانند اردوی عملی را بگذرانند، همچنین با اعزام گسترده بسیجیان به جبهه ها در سال های 64 و 65، ظرفیت آموزشی اعزام به جبهه بسیار کم بود.
* آموزش در اردوگاههای قدس
برای افزایش ظرفیت مراکز آموزش اعزام به جبهه پادگان های قدس (اردوگاه های قدس) مطرح گردید که باهمیاری مردم و دولت در سال های 65و 66 حدود یکصد اردوگاه قدس با ظرفیت های متفاوت (حداقل 300 نفر) (حداکثر 2000 نفر) تأسیس و راه اندازی شد.
طرح اردوگاه های قدس جایگاه مهمی در سیر تکوین بسیج دارد زیرا مراکز آموزشی محدود واحد بسیج سپاه، بس تر مناسب برأی آموزش، اردو و تفریح بسیجیان را جوابگو نبوده و با راه اندازی اردوگاهها، مشکل آموزش اعزام به جبهه حل شد و در مواردی نیز انجام مانور های شهری و عملیاتی در اردوگاه ها برنامه ریزی و اجرا می شد.
حرکت رو به رشد بسیج مستضعفین که از زمان جنگ تحمیلی آغاز شد تا پایان جنگ تحمیلی ادامه پیدا کرد و فعالیت نیرو های بسیجی در پایگاه های مقاومت و در بین آحاد مردم و اقشار مختلف جامعه نیز حضوری چشمگیر داشته است.
می توان گفت این حرکت دارأی روند نسبتاً دائمی بوده است هرچند ممکن است در یک زمان کوتاه از این مقطع هشت ساله دارأی نقطه عطف بوده ویا در مقطعی ممکن است دارأی نقصان وضعف بوده باشد.
* سپاهیان محمد(ص) میآیند
مثلاً در سال 65 نقطه عطف اعزام گسترده بسیجیان به جبهه ها بوده است که کاروان یکصد هزار نفری تحت عنوان سپاهیان محمد (ص)، تمامی جبهه ها را پر کرده است همانگونه که در سال 62 طرح لبیک یا خمینی طرح گسترده ای برأی حضور نیرو های رزمنده در جبهه بشمار می رود.
حجتالاسلام رحمانی در مورد اعزام سپاهیان حضرت محمد (ص) می گوید:
«در آذر ماه سال 1365 برنامه ریزی کردیم تا سپاه یکصد هزارنفری را اعزام کنیم گزارشی را خدمت حضرت امام دادم و ایشان خوشحال شدند و گفتند اگر این کار را بکنید انقلاب و ایران را از غربت در می آورید.
من با مسئولین زیادی در این زمینه صحبت کردم بعضی مخالف بودند و یعضی موافق، یکی از بزرگانی که صحبت کردم ریاست جمهور وقت حضرت آیه الله خامنه ای بود.
به ایشان گفتم اولین هفته بسیج که آمدید و سخنرانی کردید گزارشی دادم که 7000 پایگاه مقاومت داریم و دنبال تکثیر این رده ها هستم و در شهر و روستا پایگاه می زنیم و شنیدم که شما بعید می دانید که اعزام یکصد هزار نفری داشته باشیم گفتند چطور گفتم ما آن وقت بذری را که کاشتیم امروز از آن بهره می گیریم و کتابچه ای خدمت ایشان دادم که الان هم موجود است ما امروز 21 هزار و پانصد پایگاه مقاومت داریم واگر به هر کدام بگویم 5 نفر را اعزام کنند ما مشکلی نداریم. اگر امام بفرمایند 200 هزار نفر را اعزام کنم، این کار شدنی است.»
کاروان یکصد هزار نفری فقط یکبار بصورت متمرکز در طول هشت سال جنگ اتفاق افتاد و در شرایطی این کاروان حرکت کرد که اعزام های قبلی انجام گرفته بود، نیرو ها برأی عزیمت به جبهه به نسبت دفعات و سنوات قبلی آمادگی زیادی نداشتند، تبلیغات دشمن علیه انقلاب اسلامی وسعت یافت. با اعزام چنین کاروانی عملیات های سنگین کربلای 4 وکربلای 5 اتفاق افتاد.
* تاثیر حضور کمرنگ بسیج در جنگ
درسال 66، حضور بسیجیان در عرصه های نبرد کمرنگ می شود، عملیات سنگین کربلای 5 در اواخر سال 65، توان رزمی بسیاری از نیرو های بسیجی را به خود اختصاص داد، آثار منفی ناشی از عملیات که برأی نگهداری هر وجب از خاک کربلای 5 با اهداء خون و پوست و گوشت بسیجیان عجین شده بود، اعزام های بعدی را تحت تأثیر خود قرار داد، نداشتن طرحریزی برای انجام عملیات های بزرگ در سال 66، زمینه اعزام بسیجیان را فراهم ننمود.
شاید دلایل عمده عدم استقبال از جنگ همین دو مورد کلان و اساسی باشد.
من روند بسیج را همیشه تکاملی می بینم تا آنجایی که در ذهن من است. منتهی در مسئله جنگ شرأیطی در خود میدان پیش آمد که شما این فراز و نشیب را می بینید. برنامه کار این بود که برأی هر عملیاتی که تمام می شد برنامه ریزی می کردند برأی عملیات بعد، زمان بندی می شد. در این فاصله فرماندهان جنگ می گفتند مثلاً ما چند گردان لازم داریم و برنامه ریزی می شد و همان مقدار را تقسیم می کردند توی شهرستان ها سهم همه را می دادند و می گفتند این تعداد بسیجی را بفرستید فلان جا و یک تعداد بیش تر برأی احتیاط در نظر میگرفتند این رویه همین طور بود و آن نقطه اوجش هم آن لشکر حضرت محمد (ص) بود که 000/100 نفر بود یا 400 گردان و در همین حدود فرستادیم.
من از عملیات خیبر وارد شدم، قبلش یعنی والفجر مقدماتی ناکام بود و فرماندهان سپاه و ارتش نمی ساختند، یک نفر می خواست که فوق این ها باشد امام خواستند و من رفتم، یعنی 3 روز قبل از خیبر حکم گرفتم و رفتم توی جبهه و تا آخر بودم، تا آخرین عملیاتی که انجام می دادیم ما مشکل نیرو خیلی نداشتیم فقط یک اشکال داشتیم که آخر های جنگ که عراق سازماندهی کرد و حملات متقابل شروع شد و عراق که حالت دفاعی داشت و ما حمله می کردیم نقص ما معلوم نمی شد. در اوج عملیات وقت سه ماهه بسیجی ها تمام می شد، سه روز از عملیات نمی گذشت که می خواستند ترخیص شوند. همان جا مجبور بودیم سنگر بندی کنیم و عملیات را نیمه کاره ر ها کنیم و هیچ عملیاتی به هدف نهایی اش نرسید.
… گفتم تا عراق حمله نمی کرد ما حمله می کردیم و عملیات را ناقص انجام می دادیم وقتی عراق برنامه تهاجم را پیاده کرد خطرناک شد، نیرو های ما وقتشان تمام می شد. مجروح می شدند، ترکش دربدن داشتند … وقتی عراق آن حالت را گرفت در فاو و خیبر همان جاهایی را که ما گرفته بودیم خیلی جا ها را پس گرفت آن موقع دوره حضور بسیجی ها توی این دوره هست که من هم به عنوان فرمانده جنگ متوجه شدم که یک اشتباهی باید کرد ه باشیم و آن اینکه ما باید یک مقدار نیرو های ثابت توی جبهه داشته باشیم که معمولاً توی این جنگ ها با سرباز های احتیاط اجباری عمل می شود. حقش این بود که مثلاً 100 گردان 200 گردان نیرو توی جبهه لازم داریم که حداقل دفاع را همیشه و هرجا هستیم بر عهده گیرند. وبرأی تهاجم، نیرو های بسیجی را داشته باشیم و این کار نشده بود.
پس باید بگوییم که یکی 2 سال آخر جنگ ما دچار این انحطاط حضور بسیج می شویم. یک سال آخرش خطرناک هست یک سالش را آن اشکال دارد که کارهایمان را نمی توانیم تمام کنیم. اما این آخرین بار عراق چون دوباره به ما حمله کرد و از همان فلش های که اول انقلاب، اول شروع کرده بود دوباره آمد به طرف خرمشهر، بعد به طرف آبادان، بچه هایی که بنا داشتند جنگ نروند یا خسته شده بودند احساس کردند همه زحماتشان هدر می رود امام هم یک فرمان بسیج دوباره دردمندانه صادر کردند که این موج با ارزشی بود موج مبارکی بود. اما این موج آخر را، شرایط ویژه ای بود که آمدند آن موقعی که دچار توقف شده بودیم و من مسئله مهم را این می دانم که چون آن طرف استراتژی اش تفاوت کرده بود و از این جهت بسیار محسوس شد و الا در همه دوره ها ما بعد از هر عملیاتی دچار کمبود می شدیم.
بعلاوه آن شرأیط داخل خاک دشمن اصلاً قابل مقایسه با اینجا نبود و خود عراقی ها آنجاخیلی جدی بود دفاعشان، واقعاً دفاع می کردند. عراقی ها توی خاک خودشان خیلی مقاومت می کردند تن به تن، ما تو جنگ کربلای 5 واقعاً عجیب هست متر به متر پیش می رفتیم. آقای شمخانی فرمانده میدان بود می گفت دیگر به جایی رسیدیم که مشت می زدند توی صورت همدیگر.
در سیر تکوین بسیج در این مرحله یعنی در مقطع جنگ سیر صعودی را از ابتدای جنگ یا یکی دوسال پایان جنگ به وضوح مشاهده می کنیم ولی در آخر جنگ بخاطر فرسایشی شدن و تهاجم مجدد عراق و مقاومت سرسختانه آنان و نیز خستگی بسیجی هایی که چند بار به جبهه اعزام شده بودند، سیر حرکت بسیج و سیر اعزام به جبهه حالت نزولی پیدا می کند و مجدداً در آخر جنگ یعنی پس از پذیرش قطعنامه سیر صعودی نمایان می شود.
با توجه به رابطه مستقیمی که بین جذب بسیجیان در رده های مقاومت و حضور آنان در عرصه های جنگ تحمیلی دارد، می توان گفت فعالیت های بسیج نتوانسته جاذبه های لازم را برای نوجوانان و جوانان بخوبی فراهم نماید تا تحقق ارتش بیست میلیونی با همان روند گذشته اش حرکت نماید.
بدین ترتیب چگونگی وضعیت ارتش بیست میلیونی در مقطع طولانی عمر خود به تصویر کشیده می شود که روندی تکاملی وروبه گسترش می باشد.
* دوران جدید بسیج بعد از قطعنامه 598
چهارمین دوره از دوره های عمر بسیج مستضعفین، دوره نه جنگ و نه صلح است که با پذیرش قطعنامه 598 آغاز می شود و تا تشکیل نیروی مقاومت بسیج به پایان می رسد.
این دوره کوتاه که حدود یکسال و نیم طول کشید. دوره خاصی از بسیج را تشکیل می دهد که به دوره حضیض شباهت دارد ولی به تر است نام آنرا دوره انتقالی بنامیم. دوره انتقالی دوره ای که زمینه برأی خروج از دوره قبلی فراهم می شود و بس تر ورود به دوره ای که بعداً خواهد آمد تعریف خواهد شد.
در این دوره مرکز خدمات علمی رزمندگان جهت تقویت بنیه علمی آنان تأسیس شد که جزوات کمک درسی در سه رشته علوم ریاضی فیزیک، علوم تجربی و علوم انسانی با بیش از 50 جزوه در اختیار رزمندگان اسلام قرار داده شد.
طرح بیمه حوادث و مسئولیت بدنی برأی یک میلیون بسیجی، برأی بسیجیانی که در مأموریت های حفاظتی، کنترل عبور و مرور، مبارزه با گروهکها، مبارزه با مواد مخدر و کمک رسانی شرکت می کنند مشمول این طرح میباشند.
اعزام بسیجیان به جبهه ها تا مدت ها پس از پذیرش قطعنامه ادامه پیدا کرد به نوبت بسیجیان در خطوط مقدم حضور پیدا می کردند فعالیت های آموزشی، برنامه های سازماندهی و اعزام کاروان های اعزام به جبهه به شدت تنزل یافت. تأسیس پایگاه های جدید و مأموریت های جانبی در مقایسه با دوره قبل کاهش فراوانی داشت.
در چنین شرایطی که فضای روانی جامعه برأی حضور و فعالیت بسیجیان بسیار آلوده بود زیرا جنگ فرسایشی هشت ساله این تفکر و زمینه روانی را ایجاد کرده بود که فلسفه تشکیل بسیج برأی شرکت در جنگ است. در این دوره نقش تعیین کننده امام (ره) پایداری واستمراری بسیج را تضمین کرده است.
* تاکید امام بر ارتش 20 میلیونی
پیام امام خمینی (ره) به مناسبت بازسازی جنگ که برای فرماندهان سپاه فرستادند به ضرورت بسیج و تحقق ارتش 20میلیونی، تبیین و اصول و فرمول دفاع همه جانبه تأکید ورزیدند. اندکی پس از آن که به مناسبت هفته بسیج پیام دادند و بر ضرورت تشکل های جدید بسیج و نقشی که تشکل های دانشجو و طلبه در تقویت و توسعه ارتش بیست میلیونی دارد اهتمام ویژه داشتند که در کالبد بی جان جامعه و اجتماع بسیجیان روحی تازه دمیدند و فضای آلوده کشور علیه بسیج را صاف و پاک نمودند.
سردار فرهادی در این خصوص می گوید:
«تا زمان شکل گیری مجدد یا به عبارتی می توانیم سال 1370 که نیروی مقاومت در واقع پایه ریزی شد و کارش را شروع کرد توی این دو سه سال می توانیم به عنوان دوره نقاهت از نظر ساختاری و از نظر کارکردی ببینیم، بعد از جنگ تفکری در خود سپاه بود که بسیج یک واحد از واحد های نیروی زمینی سپاه بشود و این پیشنهاد فرماندهی کل سپاه بود که حضرت آقا در آن تدبیر، دستور تشکیل یک نیرو را دادند.
در جامعه این تفکر بصورت غلیظش وجود داشت که بسیج بعد از جنگ می خواهد چکار کند بسیج مال زمان جنگ است. چون امام فرمودند مملکتی که 20 میلیون جوان دارد 20 میلیون تفنگدار داشته باشد. این مربوط به زمانی است که آمریکا کشتی های نظامی اش را وارد آب های خلیج فارس کرده بود و الان که قطعنامه پذیرفته شد و صلح مطرح است دیگر چه نیازی به بسیج داریم.
البته خود حضرت امام در آخرین پیامی که به بسیج دادند فرمودند بسیج باید مثل گذشته با قدرت و اطمینان به کار خود ادامه بدهد و فرمودند امروز یکی از ضروری ترین تشکل ها بسیج دانشجو و طلبه است.
در واقع حضرت امام (ره) فضای جدید کاری برای نیروی مقاومت بسیج و بسیج پس از جنگ کار فکری و فرهنگی و سازندگی ارائه دادند. زیرا با تشکیل بسیج دانشجو و طلبه ما باید برویم در میدان علم و در میدان فرهنگ و در میدان سازندگی.»
می شود گفت از سال 67 یعنی بعد از جنگ تا تقریباً سال 69 یعنی 2 سال یا 5/1 سال، این دوره یک دوره خاصی است که هم افکار عمومی و هم اینکه مسئولین به این فکر افتادند که حالا که جنگ تمام شد ما خیلی نیاز به حضور بسیج در عرصه های دیگر نداریم.
از سوی دیگر بسیجیان هم احساس می کردند که این 8 سالی که در جنگ بودند حالا باید بروند رسیدگی کنند به مسائلی که تا بحال به آن نرسیدند تحصیلات، ازدواج، مسکن و مواردی دیگر، این دو سه سال می شود گفت از نظر کارکرد، بسیجیان ما نسبت به زمان جنگ یک افتی را دارند.
آیتالله هاشمی رفسنجانی می گوید:
«این دوره را به عنوان یک مرحله گذر می توانیم رویش حساب بکنیم، اولاً یک عده زیادی بخاطر جاذبه دفاع مقدس می آمدند که عمدتاً برأی این بود.
حالا آموزش برأیشان فقط آموزش نبود، آموزشی که بکار بگیرند بود به این مشکل یعنی آن اصل آموزش را می خواستند و بعد ما آمدیم قانون وضع کنیم قانون وضع کردیم که 40 درصد دانشگاه را با ظرفیت دانشگاه به بچه های جنگ بدهیم.
این معنایش این بود که عده زیادی از آن بچه ها باید آنهایی که می توانستند دانشگاه بروند، بروند داخل دانشگاه، قوانین دیگری هم برأی جذب نیرو های ایثارگر بهر جایی که گذشت کم هم نیست از آن مسیرهایی که باز کردیم.»
این ها همه روی وضعیت بسیج در آن دوره تأثیر گذاشت.
* نیروی مقاومت بسیج
پنجمین دوره عمر بسیج دوره ای است که نیروی مقاومت بسیج تشکیل می شود و سردار علیرضا افشار به عنوان فرمانده نیروی مقاومت بسیج در تاریخ 12/10/1368، از سوی رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیتالله خامنه ای منصوب می شود.
که در حکم فرمانده کل قوا تحقق کامل ارتش بیست میلیونی مورد انتظار است.
وضعیت سپاه و بسیج را می توان بدون هیچگونه شرح و تفسیر شامل موارد زیر دانست:
الف – با پذیرش قطعنامه، هنوز وضعیت جنگ و صلح در پاره ای از ابهام قرار دارد و فضای حاکم بر جامعه، تهدید علیه انقلاب اسلامی را منتفی نمی داند.
ب- مؤسس بسیج مستضعفین و رهبر کبیر انقلاب اسلامی رحلت نموده و بسیجیان بزرگ ترین حامی خود را از دست داده اند.
ج- حمایت و پشتیبانی دولت از بسیج مستضعفین قطع شده و معاونت جنگ وزارتخانه تعطیل و منحل شده است.
د- قشر جوان و تحصیلکرده بسیج برأی ادامه تحصیل روانه دانشگاه یا مدرسه رزمندگان شده اند تا عقب ماندگی تحصیلی هشت سال دفاع مقدس را جبران نمایند.
هـ – بخشی دیگر از بسیجیان در پی کسب و کار و یا رفاه و خدمات مادی خانواده خویش تلاش می کنند.
و- تیپ ها و لشکر های سپاه در شرایطی قرار دارند که باید به پرسنل لشکر از نظر امکانات مادی و رفاهی رسیدگی کنند و از سوی دیگر در پی فراهم نمودن ساختمان ها و زمین های مناسب برأی استقرار لشکر، تیپ و رده های تابعه هستند.
ز-برخی از فرماندهان هنوز در صدد هستند تا واحد بسیج را تحت امر نیروی زمینی سپاه قرار دهند و نیرو های بسیجی جبهه رفته را با لشکر ها مرتبط کنند و در یگان های رزم سازماندهی کنند.
ج – تبلیغات خارجی و عوامل داخلی بر ناکارآمدی بسیج در اواخر جنگ و اینکه بسیج پس از جنگ ضرورت ندارد، باعث گردید افکار عمومی غالب، تحت تأثیر تبلیغات سوء، تمایل و کوشش بسیجیان در عرصه های علمی و اقتصادی و نگاه کم بینانه برخی از فرماندهان سپاه و جنگ در مورد جایگاه بسیج قرار گیرند و اهتمام لازم برأی حفظ و صیانت از دستاورد های عظیم فرهنگ و تفکر بسیجی به عمل نیاوردند.
ط- نداشتن برنامه مفید و ازرشمند برأی تقویت و توسعه بسیج در دوره چهارم عمر بسیج
ی- کناره گیری و یا عدم ارتباط برخی از بسیجیان با رده های مقاومت که باعث طرد و ریزش آنان از مجموعه عظیم بسیج شده است.
موارد دهگانه فوق و مواردی دیگر جم



